با عضویت در گروه ما هر روز مطالب جالب را دریافت کنید کلیک کنید!!1
گفتگو با شهرام ناظری
از پرویز بیاتی
جمعه ۱۶ نوامبر ۲۰۰۷, sarang
با همراهانم حجت سپهوند و هوشنگ سامانی که رهسپار خانه شهرام ناظری بودیم، خانه برایمان دور مینمود. هرقدر پیشتر میرفتیم کمتر از خانه شوالیه نشانی مییافتیم. شیب کورهراه بیشتر و بیشتر میشد و ما خسته از درازی راه، در انتظار پایان مسیر بودیم. نهایتا به مقابل خانه <ستاره آواز شرق> رسیدیم. با خود اندیشیدیم که چقدر دیر به خانه ناظری رسیدیم؛ بعد از ۲۸ سال، حالا که دونشان بر سینهاش چسبانده !
خانه شوالیه رو به درهای باز میشد که کوهی بلند مشرف بر آن بود. در تراس خانه که به انتظار ایستاده بودیم تا مستندسازان در سکوت از شوالیه فیلمبرداری کنند، پیش خود فکر میکردیم که کوه مشرف به خانه چقدر شبیه کوههای سرزمین مادری ناظری، کرمانشاهان است. آیا او این محل را برای زیستن انتخاب کرده تا همواره خود را در زیست - جهان <قوم کرد> تصور کند؟ گفتوگوی ما به آخر رسید و ما خانه شوالیه را ترک کردیم، در حالی که مدام با خود تکرار میکردیم: امسال سال مولاناست و سال ناظری. ستاره اقبال او از شرق طلوع کرده، او که اینک در آستانه ۵۸ سالگی، آرزوهای دور و درازی را در سر میپروراند…
در یک ماه اخیر شما دوبار نام ایران را در فضای فرهنگی دنیاتداعی کردید. یک بار هنگام دریافت نشان شوالیه از دولت فرانسه و دیگر بار زمان دریافت نشان عالی مولانا از سازمان ملل. ابتدا از نشان شوالیه بگویید که چرا بهرغم گذشت یک سال از تصویب آن، امسال به شما داده شد؟
باید بگویم که اعطای این جایزه اول بار در زمان ریاست جمهوری ژاک شیراک تصویب شد و قرار بر این بود که سال گذشته به من اهدا شود، اما با تغییر ریاست جمهوری در این کشور، اعلام کردند ما باید تحقیق کنیم تا از صحت و سقم اهدای آن مطمئن شویم. چنین بود که اهدای این جایزه یک سال به تاخیر افتاد.
این نشان به پاس تلاشهای شما در شناساندن مولانا به جهانیان داده شد و یا به خاطر تمام فعالیتهای موسیقیتان در طی سه دهه اخیر؟
یکی از دلایل اهدای این نشان، شناساندن مولانا بود. در کل این نشان را به کسانی اهدا میکنند که تحولی زمینهای خاص به وجود آوردهاند. این تحول در مورد من بابت تاثیر صدایم بر خارجیها و غربیها بوده است که توجه آنها را به موسیقی شرق و ایران جلب کرده و سبب شده است ظرف این بیست سال به موسیقی ایرانی علاقهمند شوند. اینکه کسی توانسته از طریق صدایش مردمان یک فرهنگ را به فرهنگ دیگر علاقهمند کند، از نظر آنها یک تحول محسوب میشود. به هر حال در اکثر فستیوالهای موسیقی و مراکز هنری به این صدا علاقهمند شده و به آن توجه پیدا کردهاند. نمونهاش زمانی بود که رئیس تئاترشهر پاریس در جلسه صحبت میکرد و چند بار اشک به چشمش آمد. میگفت آنقدر این صدا تاثیر داشته که انگار متعلق به خودمان است. حتی مشاور رئیسجمهور فرانسه میگفت که من شخصا به ناظری علاقهمندم و به همه سپرده بود که هر جا کنسرت ناظری باشد من را خبر کنید تا در کنسرت او حضور یابم.
اشعار مولانا چه ویژگیای دارد که این چنین جهانیان را مسحور خود کرده است؟ نقش شما در این میان چیست؟
به هر حال آثار مولوی در طی شش، هفت سال گذشته در غرب پرمخاطبترین آثار بوده است، چه از منظر جامعه شناسی و روانشناسی و چه از بعد عرفانی. آنها من را بهعنوان خوانندهای میشناسند که در بیست سال گذشته توانسته در جشنوارهها و برنامههای مختلف اشعار مولوی را بخواند و در معرفی این شاعر نقش داشته باشد. من در اکثر دانشگاههای آمریکا در مورد مولوی سخنرانی کردهام، سالها پیش در دانشگاه کلمبیا درمورد موسیقی ایرانی و شعر مولانا سخنرانی کردم. در دانشگاه برکلی در سانفرانسیسکو در مورد مولانا و تلفیق شعرش با موسیقی ایرانی سخنرانی کردهام. همچنین در دانشگاههای مختلف کنسرت برپا کردهام؛ از دانشگاه استنفورد در سانفرانسیسکو گرفته تا دانشگاه Ucla در لسآنجلس. همچنین میتوانم به سخنرانی در دانشگاههاروارد و گرفتن تقدیرنامه به خاطر معرفی مولانا در غرب در این دانشگاه اشاره کنم.
با این حال ظاهرا توجه کشورهای غربی به مولانا معطوف به فعالیتهای ده سال اخیرتان بوده است؟
اگر بخواهم دقیقتر بگویم مربوط به ۱۵ سال اخیر است. چرا که من بیست سال است که فعال هستم. از سال ۱۹۸۸ فعالیتم را شروع کردم، بهخصوص با چند مرکز هنری دنیا مثل تئاتر شهر پاریس، ورلد میوزیک انستیتوی نیویورک، آکادمی بروکلین در نیویورک و انجمن آسیایی. این ارتباطها من را روی غلطک جهانی انداخت. در سائو پائولوی برزیل کنسرت گذاشتهام که یک ایرانی هم آنجا نبود. در کشورهای آفریقایی و کشور ژاپن هم همین طور.
نشان عالی انجمن آسیایی نیویورک هم که هفته گذشته به شما اهدا شد بر مبنای چنین ملاحظاتی بود؟
همینطور است. این نشان در حقیقت به خاطر قدردانی از من برای معرفی مولوی به غربیها داده شد. این نشان با عنوان ( Life time cultural heritage award جایزه میراث فرهنگی برای تمام عمر )
از سوی بزرگترین مرکز فرهنگی آمریکا یعنی انجمن آسیایی به من اهدا شد. دبیر کل سازمان ملل که در این مراسم حضور داشت، از من با لقب <ستاره موسیقی شرق> یاد کرد. او از من بابت معرفی یکی از بزرگترین شاعران جهان یعنی مولانا تقدیر کرد و نقشی را که در معرفی مولانا داشتهام ستود.
اگر بخواهیم خط سیر دقیقی از رشد و تکامل آوازی شما ترسیم کنیم، فکر میکنید نقطه آغازمان باید کجا باشد؟!
کودکیام مملو از موسیقی بود تا زمانی که به تهران آمدیم. آن زمان به تبریز هم رفته بودم تا با کمک شادروان جواد آذر با مکتب تازه تبریز و هنرمندانی چون مرحوم میکلخانی و مرحوم فرنام و دیگران آشنا شوم. در این جا بود که سرنخهایی درباره مکتب آوازی تبریز به دست آوردم، اینکه چرا به آن میگویند مکتب تبریز در مورد مکتب اصفهان هم به چنین آشناییای رسیدم. این آشنایی از طریق آثار و نواهای استاد حسن کسایی بود. اکثر بزرگان آواز مثل طاهرزاده، تاج و ادیب خوانساری در این مکتب تلمذ کردهاند. در هنرستان موسیقی ملی چهارسال آموزش تار دیدم و نزد استاد محمود کریمی ردیفهای آوازی را تمرین کردم.
اول بار استاد برومند بودند که پی به قدرت صدای شما بردند و جمله معروفی را هم بر زبان راندهاند. درست است؟
به هر حال استاد نورعلی برومند به بنده لطف داشتند و اولین بار که صدایم را شنیدند، گفتند: این صدا از ماست این جمله، جمله کم اهمیتی نبود خصوصا وقتی از زبان چنین استاد بزرگی بیان میشد. آن زمان در کرمانشاه بودم که به من گفتند استاد چنین صحبتی کردهاند. به من گفتند به تهران بیا و من هم در تهران به دیدار این استاد بزرگ شتافتم. ایشان نکات عجیب و غریبی میگفتند که همه اینها مثل یک راز است. درباره صدایم معتقد بودند باید لهجه آواز ایرانی این طور باشد. هم استاد نورعلی برومند و هم استاد داریوش صفوت من را تشویق میکردند..
استاد صفوت اشاره زیبایی به لحن حماسی صدای شما دارند و از آن تحت عنوان <صدای دندانهدار> یاد کردهاند. تفاوت این صدا با صداهای دیگر در چیست؟
از سال ۱۳۵۰ وهمزمان با راه افتادن مرکز موسیقی، داریوش صفوت تحول بزرگی را در موسیقی رقم زد. یکی از راهنماییهای بزرگ این استاد به من که در زندگی هنریام تاثیر زیادی داشت، این جمله ارزنده بود که در صدای تو حس حماسی و دندانهها و موجهایی وجود دارد که برای ما ارزشمند است. این موج و حماسه به خاطر مسائل تاریخی از بین رفته و حالا بهصورت ژنی و ناخودآگاه در صدای تو ظهور کرده، باید از آن مراقبت کنی. یادت باشد که تحت تاثیر خوانندگان همدورهات این موجها و دندانههای صاف از بین نرود.
ایشان چندین بار تذکر دادند که مبادا چنین اتفاقی بیفتد. همین یک نکته باعث شد که به این لحن حماسی و دندانههایی که در آن بود توجه داشته باشم، چون میدانستم اگر اینها از بین برود شاید تبدیل به صدایی معمولی شود.
آیا برای رسیدن به این شکلبندی خاص از آواز، مطالعه خاصی داشتید یا تنها برمبنای احساس درونیتان عمل کردید؟
به هر حال آرام آرام پی به اهمیت این موضوع بردم و در این مورد تحقیق کردم تا به نوعی موسیقی دست نخورده با روح حماسی دست پیدا کنم. حتی از روی شعرهای منوچهری دامغانی، فردوسی و مولانا حس کردم که لحن باید این چنین باشد. در حقیقت روی فضای شعر تحقیق کردم. در فضایی که طی ۲۵ سال اخیر رواج پیدا کرده، تقلید و شبیهخوانی فراوان دیده میشود. این فضا بیمارگونه است و باید آسیب شناسی و درمان شود. ممکن است گفته شود این فضا تزئینیتر و زیباتر شده، ولی باید بگویم لحن و فضای حماسی آن افت کرده است. بهخصوص از زمان استاد بنان و استاد محمود کریمی به این سو این فضاهای حماسی افت بیشتری کرده و تزئینی و ویترینیتر شده است.
میتوانید بیشتر در این باره توضیح دهید؟
بر فرض عبدا… خان دوامی را مثال میزنم. با اینکه او یک نسل عقبتر بوده، ولی طراوتی در خواندنش هست که مخصوص حس و لحن حماسی موسیقی سنتی ماست. در زمان محمود کریمی این لحن حماسی کم شد و از روح حماسیاش کاسته شد.
دلیل این مساله چیست؟
شاید مربوط به تاریخ باشد. ما نمیدانیم چرا هر قدر به زمان حال نزدیک شدهایم، آواز این قدر صافتر شده و روح حماسیاش افت کرده. این به تحقیق نیاز دارد و صاحبنظران باید تحقیق کنند.
قبل از رسیدن به استقلال هنری تحت تاثیر کدام یک از قدما بودید؟
از نوجوانی به صدای میرزا سید احمدخان و حسین علی خان نکیسا خیلی عشق میورزیدم. همچنین به صدای سلیمان خان امیرقاسمی، اقبال آذر، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و قمرالملوک وزیر عشق میورزیدم و از نظر سبکشناسی روی آثارشان کار میکردم. بعد از اینکه با استاد برومند آشنا شدم، از نظر حسی صدای آنها را بیشتر دوست داشتم. ولی برومند به من دستور داد که روی طاهرزاده هم کار کنم. اینها هر کدامشان فضیلت خاصی برای خود دارند، مثلا طاهرزاده تحریرهایش مثل صدفها و مرواریدهای پرداخته شده پشت سر هم است و یا تاج اصفهانی و اقبال نظر که لحن حماسی دارند. فضای معنوی زیبایی در صدای ادیب خوانساری و نمک و لطف و حال خاصی در صدای قمرالملوک وزیری است. تنوع الحان آوازی در صدای سید %D
گرداوری شده و تنظیم توسط پایگاه اینترنتی آیوت دات کام www.Ayoot.Comآیا شما از این ارسال لذت بردید؟ چرا دیدگاه خود را در زیر نمی نویسید و گفتگو را ادامه دهید، یا مشترک خوراک من شوید و مقاله هایی مانند این را روزانه به صورت خودکار به خواننده خوراک خود انتقال دهید.




هنوز دیدگاهی وجود ندارد.
متاسفم، بخش دیدگاه در این زمان بسته است